اوضاع سیاسی جامعه ایران و صف بندیهای سیاسی!
اسماعیل مولودی 7 آبان 1388
قسمت آخرجمعبندی بحث
بحث اوضاع سیاسی در یک جامعه کار یک فرد و یا یک تشکل نیست، منظور من هم از باز کردن این بحث این است که فعالین جنبش کارگری و جنبش سرنگونی جمهوری اسلامی بتوانند در این باره در دوره های مختلف همفکری و همنظری نمایند. آنچه که عیان است اوضاع امروز جنبش کارگری و جنبش سرنگونی طلب در ایران با چند ماه قبل (قبل از خرداد 1388 ) فرق و اختلاف جدی دارد. همه میدانیم و آگاهیم که این اوضاعی که وجود دارد یک شبه بوجود نیامده و کار یک نفر و یک تشکل خاص نیست. این اوضاع را باید بر بستر مبارزات و جان فشانی دهه ساله طبقه کارگر و مردم آزاده ایران برای خلاصی و سرنگونی بدون چون و چرای جمهوری اسلامی دانست. یعنی در طول ده سال و درست بعد از 18 تیر1378، بعد از اعتراضات گسترده و جدی طبقه کارگردر مقاطع مختلف در این ده سال. مبارزات و اعتراضاتی که هر ساله عمیق تر طبقاتی تر و گسترده تر شده (علیرغم سرکوب وحشیانه جنبش کارگری و جنبش برابری طلب) این روند در جامعه از لحاظ سیاسی تاثیر بلاواسطه خودرا گذاشته است. یعنی اگر به کرنولوژی اعتراضات سرنگونی طلب در ایران و به حضور جدی کارگران و زنان مردان آزاده در صحنه سیاسی ایران نگاه کنیم. روزی نیست که کل حاکمیت جمهوری اسلامی بنوعی از طرف مبارزان در جامعه به تعارض نیافتاده باشد. از مبارزات دانشجویان، اعتراضات زنان به حجاب و مبارزه جدی و همه گیر آنها علیه آپارتاید جنسی لحظه ای جمهوری اسلامی را در جامعه آرام نگذاشته است. مبارزات کارگران در اوائل دهه 1380 برای پرداختی های معوقه، علیه اصلاح قانون کار، مبارزه کارگران عیله فقر و تحمیل بیحقوقی به جامعه و بخصوص طبقه کارگر، زیر بار شوراهای اسلامی نرفتن و ایجاد تشکلهایی مثل اتحادیه کارگری، مبارزه خانواده های کارگری علیه بیحقوقی در بازار کار و پشتیبانی خانواده های کارگری از مبارزات کارگران، فشار برای جمهوری اسلامی و آزادی رهبران کارگری در مقاطع مختلف، سازمان دادن اول ماه مه های که نمونه ای برجسته و همپشتی طبقاتی طبقه کارگر با دیگر هم طبقه ای های خود در سراسر دنیا و عقب نشینی و قبول تعطیلی اول مه از طرف جمهور ی اسلامی.
ادامه مطلب
اوضاع سیاسی جامعه ایران و صف بندیهای سیاسی!
اسماعیل مولودی 25 مهر 1388
قسمت سوم
صف بندهای سیاسی و بحث در مورد آن، باید جهتش در راستای جوابگویی به مسائل روز جنبش کارگری باشد. باید این بحث باز باشد و هرکسی بتواند اظهار نظر کند تا همگی از نظرات هم آگاه شوند و به یک نقطه نظر مشترک در این رابطه برسند. یا حداقل جهتگیری های بحثهای همدیگر را بدانند. بحث صف بندیهای سیاسی چیزی نیست که با یک یا دو یا چندین بحث و اظهار نظر تمام شود. مسئله اساسی که در این رابطه وجود دارد این است، که در هر مقطع تاریخی/ سیاسی اتفاقات و تنشهای سیاسی در جامعه میتواند صف بندی های قبلی را بهم بزند. آنچه که در این رابطه مهم است تلاش برای بالا بردن شعور سیاسی و جهتگیری سیاسی در بین توده های مردم است. زیراانتخاب سیاسی مردم است که جهتگیری ها و جنبشهارا در جامعه بقدرت میرساند؛ هرچند دانش و آگاهی سیاسی و جهتگیری طبقاتی روشن باشد مردم در انتخاب خود آگاهتر عمل خواهند کرد. اختلاف نظرات و ابراز نظرات مختلف به نفع حرکت سیاسی در جامعه است. با همین بحثها است مسئله آزادی بیقید و شرط سیاسی بطور جدی در جامعه مطرح میشود. در بحثهای قبلی به جنبش سبز، ملیگرایان و ملی/مذهبی ها پرداختم. در این جا میخواهم در مورد جنبش کارگری/چپ و کل اعتراض
هستندرادیکال در جامعه صحبت کنم.
طبقه کارگر در یکی از دورانهای سخت تاریخی بسر میبرد، بورژوازی در سراسر دنیا متحدانه عمل میکنند و تحت نام بازار آزاد هیچ فضایی را برای ابراز وجود مخالفین برسمیت نمیشناسند. اگر در دهه های اواسط قرن هزار ونهصد سرمایه داری دولتی بعنوان قطبی جدی در مقابل سرمایه داری غرب بود، اگر هنوز بارقه هایی از خاطرات انقلاب اکتبر در دل انسانها وجود داشت و اگر به یمن انقلاب اکتبر دهها سال اتحادیه ها و تشکلهای کارگری رادیکال در سراسر دنیا در مقابل سرمایه داری عرض اندام میکردند، اکنون همه تحت نام دمکراسی و حاکمیت بازار آزاد به سکوت و یا تحت فشار به سکوت کشانده شده اند. امروز کل جامعه سرمایه داری متحدانه در مقابل هر اعتراض رادیکال و کارگری ایستاده اند. به یمن ارتباطات و پیشرفت سریع ارتباط کمپ دشمنان طبقه کارگر بیشتر از اوضاع دنیا باخبر و در همکاری برای حفظ سرمایه داری هفکری و یکسان عمل میکنند. شاید بگویند پس طبقه کارگر هم میتواند از این امکان استفاده کند و تماس با هم طبقه ای های خودرا سریعتر کند از سابق سازمان دهد؛ این درست، اما امکانات مالی دشمنان طبقه کارگر در ابعادهای سرسام آور است ولی امکانات مالی کارگران اندک و هر روز با فضای بحران مالی سرمایه اندک تر میشود.
ادامه مطلب
اوضاع سیاسی جامعه ایران و صف بندیهای سیاسی!
اسماعیل مولودی 19 مهر 1388
قسمت دوم
در قسمت اول به شرایطی که جنبش برابری طلب شکل گرفته اشاره کردم، لازم است یاد آور شوم که در طول حیات جمهوری اسلامی روزی وجود ندارد که اعتراض و مقاومت در مقابل قوانین و شیوه حکومتی ددمنش اسلامی در جامعه ایران وجود نداشته باشد. بدلیل اینکه جمهوری اسلامی خواست اکثریت مردم نبود و نیست، بدلیل اینکه از بدو سرکار آمدن، جمهوری اسلامی با ایجاد جو ترور و وحشت در جامعه ( در نظر بگیرید روزهای اول بعد از قیام اوباش حزب الله چه وحشتی را بر جامعه گستراندند. زهرا خانم، جمال فلسفه در جلو دانشگاه تهران معرکه میگرفتند و هر صدای آزادیخواهی را بکمک گله حزب الله خفه میکردند. اوباش حزب الهی در خیابانهای تهران و شهرهای دیگر عیله آزادی زنان داد میزدند یا روسری یا توسری) بعد از آن حمله به سطح معیشت مردم به بهانه جنگ باعراق، مسئله حمله به ترکمن صحرا، کارگران بیکار و کردستان. در دوره های بعد با برجسته کردن انقلاب فرهنگی، تعطیل دانشگاهها، مسله حجاب در ادارات دولتی، زنانه مردانه کردن تمام اماکن عمومی و بیمارستانها و خلاصه حاکم کردن آپارتایئد جنسی بر جامعه بزور ترور و اختناق قرون وسطی. حمله به تظاهرات آزادیخواهانه زنان در جلو ساختمان روزنامه آیندگان علیه حجاب. مسئله کشتار جمعی زندانیان سیاسی در دو دوره و همه اینها نشان میدهد که جامعه ایران در طول حیات سی ساله جمهوری اسلامی همیشه در یک تعارض و تقابل با رژیم حاکم بوده و در این رابطه مبارزات مردم افت و خیزهای خودرا داشته است. مسئله مرگ خمینی و فشار مبارزات مردم توانست باعث انشقاق و دودستگی در حاکمیت شود. قبل از مرگ خمینی و با توجه به نفوذش در دستگاه رهبری کسی جرائت نداشت در دستگاه حاکمه مخالفت کند. مرگ خمینی این فرجه را باز کرد که فشار اعتراضات مردم به عمل در آید و رهبری جمهوری اسلامی را به اختلاف در سطح علنی بکشاند. اپوزیسیون های درونی و بیرونی با مبارزات مردم هر روز علنی تر می شدند تا بدان جا که خاتمی به ریاست جمهوری رسید. هر روز یعنی در ده سال اخیر این اختلاف بیشتر و بیشتر شده. یعنی معادله فشار اعتراضات مردم، رشد اعتراضات مردم به دستگاه حاکمیت کل نظام را به تقابل و کشمکش درونی انداخته است.
ادامه مطلب
اوضاع سیاسی جامعه ایران و صف بندیهای سیاسی!
اسماعیل مولودی 15 مهر 1388
قسمت اول
مقدمه
در چند ماه اخیر جنبش سرنگونی طلب و آزادیخواه در ایران چهره ای علنی و جدی از خود نشان داد. این جنبش که از سالها قبل شروع شده، بخصوص بعد از اعتراضات کارگری سالهای اخیر مثل مبارزات کارگران نیشکر هفت تپه، اعتراضات طولانی کارگران و کارکنان شرکت واحد، اعتراضات و اعتصابات کارگران پتزوشیمی، اعتراضات کارگران پارچه بافی در سنندج، مس سر چشمه و در دهها اعتراضات و اعتصاب دیگرکارگری مثل اعتراضات کارگران کوره پز خانه های و کارگاههای کوچک در جامعه. مضاف بر اینها مبارزات دو سال اخیر کارگران در اول ماه مه ها و هشت مارسهای گسترده ای که بر گزارشد. در همان حال اعتراضات دانشجویی، اعتراضات معلمان و بخصوص ایجاد تشکل گسترده و متحد معلمان برای بالا بردن حقوق خود. در کنار اینها مبارزات زنان و مردان در کوچه و خیابان علیه مزدوران لباس شخصی، بسیج، دایره منکرات و خلاصه جوی از اعتراض و مبارزه در کلیه زمینه ها در محیط کار و زندگی روزانه مردم برای برابری و رفاه. این اعتراضات و تحرکهای سیاسی جامعه ایران را به یک میدان وسیع/سیاسی/ مبارزاتی تبدیل کرده است. یعنی از نظر اعتراضات اجتماعی و صف بندی های سیاسی کلا جامعه در توان بالای از فضای سیاسی و مبارزاتی را از خود نشان داده است. اگر به کارنامه سیاسی جامعه ایران در صد سال اخیر نگاه کنیم، در هیچ دورانی سیاست و بحث سیاسی این همه فضا و مناسبات بین مردم در جامعه و تعارض و ایجاد تنش با دولت را اشغال نکرده است. یعنی اگر به یک مقایسه کوچک دست بزنیم، هیچوقت مردم در فضای کاملا پلیسی،ترور و اختناق در ایران این همه با سیاست و مسائل سیاسی روز خودرا قاطی و در گیر نکرده است. مثلا اگر به فضای دوران انقلاب 1357 نگاه کنیم، که جدی ترین تحول سیاسی در ایران را بوجود آورد، مردم در مقیاس معین خودرا درگیر سیاست کردند. بعد از دوسال اول حاکمیت جمهوری اسلامی و ایجاد فضای ترور و رعب در جامعه (اینجا لازم است اشاره کنم که فضای سیاسی در کردستان را باید از این اوضاع جدا کرد که بعدا به آن خواهم پرداخت) دیگر فقط سازمانها و گروههای سیاسی درگیر مسائل سیاسی جامعه بودند. یعنی مردم به خانه هایشان بر گشتند و رژیم توانست از این فضا برای تثبیت خود استفاده کند و مسئله جنگ ایران و عراق باران رحمتی شد برای تثبیت رژیم جمهوری اسلامی.
ادامه مطلب
توده ایسم وسنتهایش در جنبش کمونیستی ایران!
در حاشیه مواضع حزب کمونیست کارگری ایران در مورد جنبش سبز
اسماعیل مولودی
مقدمه
در تاریخ جنبش کمونیستی همیشه پوپولیسم و سیاستهای غیر کارگری احزاب عاملی بوده اند که طبقه کارگر را به مسلخ سرمایه هدایت کرده و میکنند. ریوزیو نیسم که اسم ایرانیش توده ایسم در جنبش کمونیستی ایران است با تجدید نظر در بنیادهای تفکر کمونیستی مارکس تاریخا به نیروی پشت جبهه بورژوازی خودی تبدیل شده و در مقاطع مختلف خیانت خود به طبقه کارگر را به نمایش گذاشته است. توده ایسم سابقه دهها ساله در جنبش سیاسی ایران دارد و منبع ارتزاقش تز های استالینیستی و جنبش های هوادار شوروی سابق در اروپا و آمریکاست. این جنبش دارای سنت خود و شیوه تشکیلاتی بر بنیاد سرمایه داری دولتی است؛ سنتش بر پایه ریا و اغراق گویی، از نظر تشکیلاتی عقب افتاده و بر روش فئودالی، بنیاد گرفته و بجای دفاع از جنبش کارگری دنیاله رو برنامه بورژوازی برای اصلاحات بوده و هست. اسم رمز توده ایسم؛ خلق، مردم و اتحاد بدون در نظر گرفتن جایگاه طبقاتی است. توده ایسم روی دیگر سکه پوپولیسم است که در جنبش کمونیستی سه دهه اخیر منصور حکمت بدرستی نقش و جایگاه این تفکرهای غیر کارگری را توضیح و تشریح کرده است. توده ایسم بجای به قدرت رساندن طبقه کارگر، طبقه کارگر و نیروی تشکیلاتی اش را به دنباله رو حرکتهای عموم خلقی و بورژوایی هدایت میکند.
ادامه مطلب
باز گشت به اوردوگاه یار!
در حاشیه صحبتهای آقای علی اکبر هاشمی رفسنجانی در جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام ، که عملا توبه نامه اش است.
اسماعیل مولودی
اوت 2009 23
مبارزات دور اخیر مردم ایران تلاشی است برای رهایی از حکومت سیاه مدهبی و آپارتاید جنسی در ایران. این مبارزه در ده سال اخیر هر دوره بنوعی تلاش کرد خودرا سازمان دهد و نیز در مقاطع مختلف علنا رژیم جمهوری اسلامی را به چلنج کشانده است. در جامعه ای که آزادیهای فردی و اجتماعی انسانها برسمیت شناخته نمیشود، مردم از هر فضایی برای ابراز اعتراضات خود استفاده میکنند. آنچه که عیان است در دور اخیر مبارزات مردم ایران علیه جمهوری اسلامی بهانه انتخابات توانست صدها هزاران نفر را بخیابان بکشاند. اصلاح طلبان میخواستند از این اعتراضات بنفع خود استفاده کنند. مسئله تقلب در انتخابات مطرح شد و مستمسکی شد برای اعتراضات مردم. البته همه مردم ایران و آقایان «اصلاح طلب» واقف و آگاه هستند که بنیاد جمهوری اسلامی از ابتدا با تقلب، ترور و پایمال کردن حقوق فردی و اجتماعی انسانها بگذاشته شده است و تا در قدرت باشند خواهد بازور و ددمنشی سر پا خواهند ایستاد. پس اتهام تقلب زدن به انتخابات در ایران یک ترفند بود برای تسویه حسابهای درون خانگی و اصلاح طلبان در درون نظام جمهوری اسلامی خود واقفند که خودشان هم زیاد پرونده روشنی ندارند، چون همه بنوعی در سرکار آوردن این دستگاه مخوف و جنایت به اندازه هم شریک هستند. بنابراین اگر به صحنه سیاسی ایران نگاه کنیم، جمهوری اسلامی مورد تنفر اکثریت مردم آزادیحواه ایران است. در نتیجه این اکثریت ناراضی از اختلاف خانوادگی در درون جمهوری اسلامی استفاده کردند و دنیا را باری دیگر متوجه جنایتکاران حاکم برایران کردند. مخالفین در درون رژیم هم از این مسئله استفاده کردند تا برنامه شکست خورده دوم خردادی خودرا دوباره آزمایش کنند. آقایان موسوی و کروبی و خاتمی از آنجا که خود شریک سیاسیو اعتقادی جمهوری اسلامی هستند.از طرف مردم آزادیخواه با اندازه ای به چالنج کشیده شدند.
ادامه مطلب
هردم از این باغ بری میرسد!
در حاشیه نامه مهدی کروبی به رفسنجانی در باره تجاوز جنسی در زندانهای ایران
اسماعیل مولودی 10 اوت 2009
این رژیم جنایتکار و سیستم کثیف مذهبی باید سرنگون شود.
امروز در هنگام ورزش و پیاده روی روزانه به تفسیر رادیو فردا گوش میکردم، این تفسیر در مورد نامه آقای مهدی کروبی به هاشمی رفسنجانی بود. کروبی در نامه ( گویا ده روز پیش نوشته) اشاره دارد به اینکه هاشمی رفسنجانی (بعنوان سخنگوی تشخیص مصلحت نظام) باید به مسئله تجاوز به دختران و پسران در زندانها، کاری کند. برای من و همه آنهایی که جمهوری جنایتکار اسلامی را میشناسند واضح است که جمهوری اسلامی با کروبی و رفسنجانی و موسوی و خاتمی سیستمی فاسد، جنایکار و بربر صفت است. مسئله تجاوز به دختران و زنان جوانی که دستگیر میشدند امر تازه ای نیست. آنزمان که آقای مهدی کروبی رئیس مجلس اسلامی بود، آقای موسوی نخست وزیر، آقای رفسنجانی و خاتمی در پریود های مختلف رئیس جمهور بودند به کرات مسئله تجاوز به هزاران زندانی سیاسی اتفاق افتاده. آقای مهدی کروبی که در بارگاه قم تعلیم فقه اسلامی دیده است میداند که لوات جزو فرهنگ آخوندی است ، بوده و خواهد بود. توضیح المسائل جناب خمینی جناتیکار پر است از این توضیحات و پیشنهادات غیر انسانی و وحشیانه. حتما آقای مهدی کروبی با وجود فضای سیاسی ایران شکه شده و شجره کبیره خودرا گم کرده است.
ادامه مطلب
در حاشیه مسئله عزای عمومی یا اعتصاب عمومی در کردستان
اسماعیل مولودی 28 جولای 2009
این روزها مسئله سیاسی در جامعه ایران بحدی حاد است که خوش بش کردن دوستانه را هم تحت شعاع قرار داده است. دوستم زنگ زد و به رسم همیشگی که هر چند وقت با هم گپی میزنیم این بار هم مسئله به اوضاع ایران و جریان خیانتکاری که اسم سبز روی خودش گذاشته را صحبت کردیم. رفیقم گفت آقای موسوی دستش به خون آغشته است و حالا رجل سیاسی شده. گفتم در جمهوری اسلامی هر کس جنایتکار نباشد نمیتواند رجل سیاسی شود. خود خمینی از امامش علی یاد گرفت که چگونه زندانیان سیاسی را به گلوله ببندد. بنیاد مذهب بر زور و تعدی است. اسلام دین تجاوز و بربریت است. دین آپارتایئد جنسی است.
جمهوری اسلامی نمونه تیپیک یک حکومت جنایتکار مذهبی و قرون وسطی است. موسوی و کروبی نمیتوانند سر مردم شیره بمالند. تعفن جمهوری اسلامی به جایی رسیده که عمامه هر کدام از آقایان را بردارید بویش مشام هر انسانی را آزار میدهند. یا هر کدام از نجبای حکومتی مثل ؛گنجی،موسوی، هاشمی، کروبی و خاتمی که دهن واز میکنند، بوی عقب افتادگی و قرون وسطی بودنشان مغر انسان را بدرد میآورد.
جامعه ایران درمسیر تحولی عظیم قرار گرفته است. بهر اندازه مردم این تجمعات را کوچک یا بزرگ رسمی یا غیر رسمی ادامه بدهند بهمان اندازه درش پخته تر میشوند و بار میآیند. جامعه با این حرکتها آموزش میبیند.
در این میان دوستم پرسید گروههایی از خانواده کمونیسم کارگری و احزاب ناسیونالیست کرد اعلام کرده اند به مناسبت 28 مرداد 1359 عزای عمومی یا اعتصاب عمومی در کردستان را بیاندازند.
پرسیدم نظرت چیست ؟ گفت مثل اینکه اینها در این اوضاع در خواب خرگوشی هستند. مردم در ایران دارند رژیم جمهوری اسلامی را به مبارزه میطلبد، اینها مثل اینکه در خوابند. حالا چه وقت تصویه حساب با کرد و فارس است. در همان زمان که خمینی و بنی صدر دستور حمله به کردستان دادند. ما کارگران کوره پز خانه ها در قزوین مورد تفتیش و سرکوب بودیم، بیکارها در اصفهان به گلوله بسته میشدند. در کوره پز خانه قزوین در بین همه کارگران تنها من و دوستم (که میشناسیدش) کرد بودیم. دوستم عصبانی گفت مگر شما در خارج کشور این همه جنایتها را در ایران نمیبینید؟
ادامه مطلب
شعار ما نابودی جمهوری اسلامی، از بین رفتن آپارتاید جنسی در ایران و ایجاد دنیایی بهتر است.
اسماعیل مولودی 27 جون 2009
سی سال مردم ایران به حاکمیت ننگین جمهوری اسلامی گردن ننهاده اند. از به تیر بستن کار گران بیکار در اصفهان در بهار 1358 تا کنون، خرداد60 با موج سرکوب در زندانها وقتل عام زندانیان سیاسی، جنگ ایران و عراق ، سرکوبها و دوبار قتل عام زندانیان سیاسی جمهوری اسلامی با وحشت و ترور و ترس از مردم سرکار خودرا نگهداشته است. برا اینکه همیشه در طول حایتش همیشه با عتراضات مردم روبرو بوده و هست. از اعتراضات بزرگ و کوچک مردم به جنگ،اعتراضات زنان و مردان آزاده برای برابری و آزادی، اعتراضات و اعتصابات وسیع کارگران در مقاطع مختلف و بعضا عقب نشاندن دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی در بعضی موارد ، اعتراضات دانشجویی در دورانهای مختلف. همه و همه نشان میدهند که از بدو سرکار آمدن جمهوری اسلامی مردم ایران و پیشاپیش همه کارگران، زنان و روشنفکران در جامعه اجازه نداده اند که جمهوری اسلامی یک روز آرام و بیدغدغه سیاسی را بگذراند. در نتیجه حاکمیت جمهوری اسلامی همیشه با ارعاب و ترور و وحشت از مردم بوده است و هنوز هم ادامه دارد. این نشان میدهد که مردم آیران برای آزادی و رفاه شاه را سرنگون کردند. در ادامه با توظئه دول سرمایه داری غرب و آمریکا در همکاری با ارتجاع مذهبی به انقلاب 1357 خون پاشیده شد. اما ایده های انقلاب 1357 در دلها ماند و در مقاطع مختلف خودرا نشان داده و میدهد.
ادامه مطلب

